تفكر استراتژيك
خوش آمدید صفحه نخست
بايگاني شده ها
تماس با من
نویسندگان وبلاگ محمد محبي
آمار وبلاگ unique visitors :
لوگوی دوستان پرشین وبلاگ
 

 

بسم الله 

از آخرین پستی که  برای شما عزیزان گذاشتم نزدیک به یک سال می گذرد.دانشجویانی که با بنده کلاس دارند و  بعضاً مطالب را دنبال می کنند بارها علت تاخیر در بروزرسانی مطالب را شفاهی و کتبی پرسیده اند.

برای خودم نیز این ارتباط نداشتن و ننوشتن برای همه شما سخت و دشوار بود.  هر بار به نحوی سکوت کرده و یا از گفتن علت اصلی موضوع صرفنظر کرده ام.

اما این بار با دفعات قبل  ( 10 ماه گذشته ) تفاوت می کند. هرچند که ناگزیر بودم و این ناگزیری امروز به گونه ای دیگر جلوه کرده است . برای همین امروز می نویسم و ریشه تمام سوال ها ی مطرح شده  از اولین روز شکل گیری این وبلاگ را پاسخ می دهم.

هرچند  بسیاری از شما مرا معلم خود خطاب می کنید. همانطور که  بارها نیز در میان پاسخ به کامنت ها  گفته ام و اما این بار موکداً می گویم  و اعتراف می کنم که شاگرد هستم  و معلم فرد دیگری است. ( تازه اگر معلم بزرگ نیز بنده را به شاگردی بپذیرد).

هرچه که در این مدت گفته ام بنا بر بینشی بوده که از معلم بزرگ خود آموخته ام. بنده او را استراتژیست بزرگ  قرن می نامم. 

 معلمی که  استراتژی و تفکر استراتژیک تنها  یکی از اجزاء تعلیمی ایشان بوده است. این فرد تا کنون در فکر مطرح کردن خود نبوده و نیست، به همین دلیل نام ایشان را مطرح نکردم. 

اما از آنجا که از اوایل امسال؛ عده ای مغرض و گمراه با طرح اتهامات و افتراهای فراوان در صدد تخریب چهره استاد و تحریف تعالیم ناب ایشان هستند و تا کنون نیز از اعمال شنیع خود دست برنداشته اند، کمترین و کمترین مسئولیت خود را دربرابر استاد و آنچه  از ایشان آموخته ام   بجا می آورم.ایلیا . . . این نشانه وفاداری من است. 

به تو وفادارم  

" ایلیا به تو وفادارم. تا ابد وفادارم. با تمام وجودم و در هر شرایط وفادارم زیرا تو روح من هستی و من تو را روح خود می دارم. ایلیا تو چشمهای منی. پس قسم به خداوندی که می بیند و همه چیز از نگاه او جان می گیرد، تو را مانند چشمهایم محافظت خواهم کرد. ایلیا تو مثل پدر و مادرم هستی، پدر و مادر باطنی، زیرا زندگی باطنی من از تو زاییده شده پس بدان که وظیفه الهی خود را نسبت به تو فراموش نخواهم کرد و با همه توانم به وظیفه باطنی خود عمل خواهم کرد.انسان با بزرگترین آرزوی خود چکار خواهد کرد، آن را به یاد خواهد داشت، پیوسته به او توجه خواهد کرد و برای تحقق آن لحظه به لحظه تلاش خواهد کرد و تو آرزوی بزرگ من هستی پس تو را از یاد نخواهم برد و برای تحقق قصدهای تو هر کاری که باید، با تمام اشتیاقم انجام خواهم داد.آیا درخت به باغبان که زندگی حقیقی او را نگاه می دارد، بی اعتناست؟ نه چنین نیست. و من باغبان خود را فراموش نخواهم کرد و برای او تا پایان جهان، میوه ها خواهم داد و بارها به بار خواهم نشست.ایلیا تو معلم زندگی ما هستی، تو معلم روح ما هستی تو معلم حقیقت هستی پس زندگی را، روح زنده را و حقیقت را از تو دارم و این است عزمی که مرا از خود سرشار می کند، از اراده تو و از تعلیم تو که می دانم تعلیم خداست، پیروی خواهم کرد و با همه نیرویم غیرتم را بر تو و تعلیم تو آشکار می سازم. من خدا را از تو آموخته ام، خدایی را که گم کرده بودم با تو یافته ام، تو خدا را برای من به کشف آوردی و کاشف خدای من شدی، تو مرا دوباره به خداوند زنده پیوند زدی و به او بازگرداندی و من با همه ذرات وجودم به تو وفادارم و به تو عشق می ورزم و داشتن خدای خود را مدیون تو می دانم و قدر می شناسم. سرور من، ایلیا تو روح مرا نجات دادی، مرا به خدا آوردی، و مرا از مرگ بزرگی که اکثر انسانها را به خود مبتلا ساخته، رهانیدی و من، این خدمتگزار کوچک خدا از نام تو حفاظت خواهم کرد و با کمک خدایم، نام تو را از تحریف ها و بدخواهی نجات خواهم داد. بی تو به جایی نخواهم رفت. همچنان با تو قدم بر می دارم اگر قطعه قطعه شوم هر قطعه از وجودم تو را، بعنوان خوبترین دوستم و راهنمای حقیقی ام فریاد خواهم زد. ایلیا تو عشق من هستی پس با همه زندگی به تو که مرا به خدا آوردی، عشق می ورزم. چه خوب می دانم معنای نام ایلیا را: خدا با من است."  به  نقل از وبلاگ : اوامر یاسین

 منصورون فرزندان ایلیا

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸٦ - محمد محبي
داستان استراتژي

معاني و مفاهيم

استراتژي‌ واژه‌اي‌ است‌ كه‌ همانند واژه‌هاي‌ رهبري‌، لجستيك‌ و عمليات‌ از مديريت‌ نظامي‌ سرچشمه‌گرفته‌ است‌ و در اين‌ حوزه‌ براي‌ تشريح‌ شيوه‌اي‌ كه‌ به‌ آن‌ وسيله‌، نيروهاي‌ نظامي‌ به‌ هدفهايشان‌ دست‌مي‌يابند، به‌ كار مي‌رود (Fowler 1996).

از نظر معناشناسي‌، «واژة‌ استراتژي‌ ريشة‌ يوناني‌ دارد و ابتدا به‌ صورت‌ «استراتگوس‌» و به‌ مفهوم‌‌ نقش‌ يك‌ فرمانده‌ (در فرماندهي‌ يك‌ ارتش‌) به‌ كار مي‌رفت‌. پس‌ از آن‌ به‌ معناي‌ «هنر يك‌فرمانده‌ نظامي‌» تعبير شد كه‌ به‌ مهارتهاي‌ رفتاري‌ و روانشناختي‌ فرمانده‌ اشاره‌ داشت‌. در حدود 450سال‌ پيش‌ از ميلاد به‌ معناي‌ مهارت‌ مديريتي‌ (اداره‌، رهبري‌، قدرت‌) به‌ كار رفت‌. اين‌ واژه‌ در زمان‌اسكندر (330 پيش‌ از ميلاد) به‌ مهارت‌ به‌ كارگيري‌ نيروها براي‌ غلبه‌ بر مقاومت‌ و مخالفت‌ و ايجاد يك‌نظام‌ يكپارچه‌ دولت‌ جهاني‌ اشاره‌ داشت‌»

(Mintzberg, Quinn, and Ghoshal 1999, 4).

سابقه‌ كاربرد مفهوم‌ استراتژي‌ در مديريت‌ نظامي‌ به‌ قرنها قبل‌ باز مي‌گردد. اولين‌ اثر مكتوب‌ در اين‌زمينه‌ با نام‌ «هنر جنگ‌» از نويسنده و ژنرال چيني‌ به‌ نام‌ «سان‌ تزو» در حدود 500 سال‌ پيش‌ از ميلاد به‌جاي‌ مانده‌ است‌. او در كتاب‌ خود مؤلفه‌هاي‌ عمدة‌ استراتژي‌ نظامي‌ را مطرح‌ مي‌كند. پس‌ از وي‌«وگتيوس‌» نويسنده‌ رومي‌ در قرن‌ دوم‌ ميلادي‌ در نوشته‌هاي‌ خود به‌ بيشتر اين‌ مؤلفه‌ها اشاره‌ كرد. اماتاكيد وي‌ عمدتاً بر آموزش‌ و نظم‌ بوده‌ است‌. او معتقد بود كه‌ ژنرالهاي‌ موفق‌ آنهايي‌ هستند كه‌ از اصولي‌ثابت‌ پيروي‌ مي‌كنند و بر شانس‌ نيز تكيه‌ ندارند(Fowler 1996). در ژاپن‌، تفكردر حوزة‌ مديريت‌ نظامي‌، استراتژي‌ نه‌ تنها با دستيابي‌ به‌ هدفهاي‌ خودي‌ ارتباط‌ دارد بلكه‌ باپيشگيري‌ از رسيدن‌ دشمن‌ به‌ هدفهايش‌ نيز مربوط‌ مي‌شود.

«سان‌ تزو» در اين‌ باره‌ مي‌گويد كه‌ بايد به‌آنچه‌ دشمن‌ مي‌خواهد به‌ آن‌ برسد پي‌ برد و آنگاه‌ او را از رسيدن‌ به‌ آن‌ محروم‌ ساخت‌.

برگرفته از كتاب روش‌هاي تفكري بخش تفكر استراتژيك

 

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٦ - محمد محبي
دست طبيعت

يكبار ديگه هم بهار اومد.  مهلتي دوباره براي ساختن. براي شدن و رفتن.  و حركت هاي عجيب طبيعت.  يادمه چند سال قبل نزديك خونه ناروني بود كه چند تا بچه شلوغ شاخه هاش و شكسته بودن و از پوستش هم كنده بودن .  اون هم قهر كرد و يك سال سبز نشد.  اواخر اسفند تنه درخت و با يه مقدار پارچه كنفي بستم. وشاخه هاشو با نظر يكي از دوستان مرتب كردم طوري كه نور خورشيد به وسط اون برسه و نظمي براي شاخه هاي باقي مونده اون درست كردم.  همون وقتا پيرمردي از مخابرات اومده بود براي كنترل خطوط تلفن و به سختي از نردبان مخصوص خودشان بالا مي رفت. وقتي ديد به نارون رسيدگي مي كنم در حاليكه خشكِ خشك شده. با خنده بهم گفت : اگر اين درخت سبز شد؛ من هم جوان ميشم.  با يك اطمينان گفتم: سبز ميشه سبز ميشه!  چند ماهي از اين صحبت گذشت (شايد حدوداً اوايل اردي بهشت بود) نارون خيلي زيبا شده بود و با اشتياق زياد شاخه هاي سبز تازه شو به حالت دعا رو به آسمون گرفته بود.  دلم مي خواست پيرمرد رو دوباره مي ديدم و مي گفتم  ببين نارون دوباره زنده شده.   تو هم .....  

 طبيعت با مكانيسم هاي بي مانند خودش زندگي رو در بهار مياره. هر چه كه بخواب رفته رو بيدار ميكنه.  براي بيداري بادها ميان. بادها مسئوليت به حركت در آوردن و تكان دادن رو دارن.   چه در سطح زمين و چه در لايه هاي جو.  ابرهاي مختلف هر كدوم با محتوايي پربار ( باران، برف، تگرگ، و يا حتماً بخار)  در دستهاي باد حركت مي كنن  و آبي كه زنده مي كند وزندگي مي بخشد، ميآد.  همه چيز آماده رستن ميشه و زمين دم ميزنه  الان زمين بايد نشون بده كه در دل خودش چه ها داره و چه دانه هايي پنهان كرده.  دانه ها بايد از تاريكي زير زمين گذر كنن و به بالاي آن بيان. اونجا كه هواي تازه هست، ديدن و شنيدن هست و از همه مهمتر نورهست و روشنايي.  يخ ها آب ميشن و جاري.  سرما كمتر ميشه و چشمه ها كه از درون زمين مي جوشن.  بيداري بيداري شروع ميشه.  اما مكانيسم طبيعي و هماهنگ بيداري ما چي هست؟  ما چگونه بيدار مي شويم؟  آيا از خود مي پرسيم  امسال چطور تازه خواهم شد؟

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٦ - محمد محبي